نجوای عاشقانه یک دختر با مادر :نوشته عاشق اهل بیت عصمت وطهارت علیهماالسلام
پاکی قطره های باران در مقابل پاکی تو شرمسار است. تو عطری از همه گلهای زیبای خلقتی، تو روح سبز و رأفت و محبتی، تو معنی ایثار و عشق و دوست داشتنی. گویا خداوند با خلقت تو نیز به خود احسن الخالقین گفت.
مادر! چه بگویم که کم آورده ام و اینها همه بازی با کلمات است در مقابل تو، که تو خود نوری از بهشتی، تو از سلاله پاکی ها، تو از سلاله ابراهیمی، تو نوری از خدایی، مهری از خدایی، آیتی از خدا، آری تو هدیه ای از خدایی.
مادر اگر بودی خاک پایت را توتیای چشمانم می کردم. اکنون باید بگویم: چون توانستم ندانستم نبود، چون که دانستم، توانستم چه سود؟ وقتی بودی نفهمیدم چه هستی، حال که نیستی میدانم چه بودی!
آرزوی من در شب ولادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها ریحانه رسول، همنشینی ات با بنت رسول الله(ص) است، دست دعا به سوی درگاه احدیت دراز می کنم و از او می خواهم؛ که به حق شایسته اش هستی؛ خداوند! دعای مرا اجابت نما و مادرم را از من راضی کن.
مادر! و تو مثل همیشه دعای خیرت بدرقه راه فرزندت باشد، ای مظهر همه خوبی ها تا همیشه تاریخ تا قیامت به یادت هستم و دوستت خواهم داشت.
